تبلیغات
پایگاه اطلاع رسانی کیوکوشین ماتسوشیما استان تهران - تا باد چنین بادا . . .
یارب قو علی خدمتک جوارحی

تا باد چنین بادا . . .

نویسنده :مهندس ترابی
تاریخ:چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395-02:34

بسم الله الرحمن الرحیم




هنوز صدای زنگ مرشد و ذکر یاعلی ورزشکاران در گود زور خانه، نه فقط در گوشم که در جانم جاریست . . .
چند روز پیش به بهانه دیدن سالن ورزشی و شروع به کار کلاس کاراته به یکی از مجموعه های ورزشی رفتیم،بعد از انجام کارمان، دود اسفند و صدای زنگی که روح را از کالبد دنیای هزار فریب جدا می ساخت به گوش رسید،دنبال بوی اسفند و زنگ مرشد و ریتم پهلوانانه ضرب وارد فضایی شدیم به دور از جنجالها و منیتها.
ما،در آستانه گود زورخانه بودیم ،روی سکوها و غرق در نغمه آسمانی مردی که ذکر خدا و فضائل اهل بیت را می گفت.در زمانی بیش از یک ساعت که این ورزشکاران با همراهی مرشد بدون وقفه به تمرین و رزم و ذکر مشغول بودند،محو بودم در حالات روحی ایشان که چگونه در این اوقات نه فقط جسم که روح و آداب اخلاقی خویش را به تربیت وا می دارند.چقدر زیبا بود زنده شدن آداب و رسوم جوانمردی در آن ساعات کوتاه.
این نوشته تبلیغ ورزش باستانی نیست که اگر هم باشد ،هیچ گزاف و بیهوده نیست.این بازدید شروعی است برای پرداختن به آنچه که ورزش ما،نه فقط ورزش که بیشتر بدنه اجتماعی ما از آن بی بهره مانده و آنچه خود روزی روزگاری داشته،از دست داده است.
در این دوره کمتر می توان در میادین ورزشی روحیه فداکاری،ایثار،محبت،پهلوانی،قبول شکست،تبریک پیروزی و هزار اخلاق و رفتار جوانمردانه دیگر را مشاهده کرد.خوشبختانه کم نیستند مربیان و بزرگانی که در کلاسهای خود و در خلال تربیت جسم و توان ورزشکاران به تربیت اخلاق و مرام ایشان نیز همت می گمارند.چقدر زیباست صحنه هایی را که بارها دیده ایم که مبارزی پس از شکست یا پیروزی به سمت حریف رفته ،وی را در آغوش می گیرد و به مربی او نیز ادای احترام می کند،که هزار بار جای شکر و تقدیر و قدردانی دارد.
این نوشته برای پرداختن به کمبودهاست که با بر طرف شدن آن و قوی تر کردن نقاط قوت،نقصی در انجام وظایف نباشد.
برای پهلوان بودن لازم نیست که کشتی گیر باشی و یا اهل زورخانه و ورزش باستانی،برای پهلوان بودن کافی است ادب کنی در پیشگاه خداوندی که تمام دستورات پهلوانی را چه بدانی و چه ندانی برای ما آورده است. پهلوان بودن بازوی قوی و گردن کلفت نمی خواهد،پهلوان بودن ادب بسیار می خواهد و منش زیبا.
چقدر سخت است هنگامی که می بینی ورزشکاری از روی غفلت و بازهم صد البته از روی غفلت فراموش می کند که در برابر بزرگتر و مربی خود قرار گرفته و در برابر وی سینه ستبر می کند!چقدر سخت است هنگامی که می بینی ورزشکاران پیشکسوت در حالی که روزهای روبه افول خود را طی می کنند با بی حرمتی جوانانی روبه رو می شوند که تازه پا به عرصه می نهند.شاید اگر مربیان محترم و بزرگوار در کنار تمرینات سخت و طاقت فرسا که جسم جوانان را به حداعلا ورزیده می نماید و باعث افتخار و آبروی مربی می گردد،به آداب و منش و رفتار پهلوانی و البته انسانی توجه بیشتری نشان دهند،کمتر شاهد لحظاتی باشیم که هر بیننده در دل خود آرزو کند که ای کاش حضور نداشتم و این بی حرمتی ها را نمی دیدم.
دلم پر بود از حسرت که ریتم ضرب مرشد روبه فرود بود و می خواست پایان تمرین و جلسه را اعلام نماید،میاندار گود برای سلامتی همه و برای همه مطالب دنیوی و اخروی دعا کرد و همگان وی را همراهی کردند،آنگاه که بوی اسفند رفته رفته در سالن کم می شد،همگی روبه قبله ایستادند و دعای فرج را زمزمه کردند.با پایان دعا،کلاس نیز به اتمام رسید و ما آماده شدیم برای رفتن،خوشحال از اینکه هنور هست فضاهایی که روح انسان را در کنار جسمش پرورش می دهد.
تا باد چنین بادا . . .                                                      
                                                                                                                حسن ترابی







نوع مطلب : توصیه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.